کشور چین

چین

فهرست مطالب

چین؛ ابرقدرت شرقی ترکیبی از سنت‌ها و فناوری

چین، سرزمینی که نامش با تاریخ، قدرت و تحول گره خورده است، در شرق پهناور آسیا قرار دارد و امروز به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی صحنه جهانی، نقشی فراتر از مرزهای جغرافیایی خود ایفا می‌کند. این کشور پهناور با مساحتی نزدیک به ده میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بیش از یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر، نه‌تنها میزبان یکی از کهن‌ترین تمدن‌های بشری است، بلکه در دهه‌های اخیر به نماد رشد سریع اقتصادی، فناوری و صنعتی جهان تبدیل شده است.

در طول قرن‌ها، چین همواره مرکز تمدن، فلسفه، علم و هنر در شرق بوده است. اندیشه‌هایی چون کنفوسیوسیسم، تائوئیسم و بودیسم چینی، نه تنها در شکل‌گیری فرهنگ ملی این کشور، بلکه در بسیاری از فرهنگ‌های شرق آسیا تأثیرگذار بوده‌ است. در کنار این پیشینه فرهنگی، روحیه سخت‌کوشی، انضباط و آینده‌نگری مردم چین، یکی از عوامل اصلی رشد خیره‌کننده این کشور در دوران معاصر محسوب می‌شود. چین امروز ترکیبی شگفت‌انگیز از سنت‌های هزارساله و فناوری‌های پیشرفته است؛ سرزمینی که در آن معابد باستانی در کنار برج‌های مدرن و هوشمند قد علم کرده است.

در نیمه دوم قرن بیستم، با اجرای سیاست‌های اصلاحات اقتصادی و درهای باز به رهبری «دنگ شیائوپینگ»، چین مسیر جدیدی را در توسعه و تعامل با جهان آغاز کرد. این کشور که روزگاری عمدتاً بر کشاورزی متکی بود، به سرعت به بزرگ‌ترین تولیدکننده صنعتی و صادرکننده کالا در جهان بدل شد. شهرهایی چون شانگهای، شنژن و گوانگ‌ژو به مراکز بزرگ تجارت و فناوری تبدیل شدند و طبقه متوسط چین، که پیش‌تر چندان گسترده نبود، اکنون یکی از پرقدرت‌ترین طبقات مصرف‌کننده در جهان است.

اما اهمیت چین تنها به رشد اقتصادی محدود نمی‌شود. سیاست خارجی چندوجهی این کشور، حضور فعال در سازمان‌های بین‌المللی، سرمایه‌گذاری در کشورهای در حال توسعه و طرح‌های عظیمی چون «ابتکار کمربند و جاده» (Belt and Road Initiative) نشان از جاه‌طلبی ژئوپلیتیکی پکن دارد. در بخش همکاری‌های چین و ایران به این طرح می‌پردازیم. چین در دهه‌های اخیر تلاش کرده است با رویکردی ترکیبی از همکاری اقتصادی و قدرت نرم، نفوذ خود را در آسیا، آفریقا و اروپا گسترش دهد.

در کنار این دستاوردها، چین با چالش‌هایی نیز روبه‌رو بوده است؛ از مدیریت جمعیت انبوه گرفته تا آلودگی زیست‌محیطی، اختلافات مرزی و بحران‌های بین‌المللی مانند همه‌گیری کرونا. با این حال، توانایی این کشور در کنترل بحران‌ها و بازسازی سریع اقتصادی، به الگویی برای بسیاری از کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است.

بنابراین، بررسی چین تنها روایت یک کشور نیست، بلکه مطالعه‌ی الگویی از گذار از سنت به مدرنیته، از انزوا به جهانی‌شدن و از فقر به قدرت است. در این مقاله، نگاهی جامع خواهیم داشت به تاریخ و جغرافیای چین، روابط منطقه‌ای و بین‌المللی آن، نقش تأثیرگذار این کشور در اقتصاد جهانی، صنعت گردشگری، و چشم‌انداز آینده‌ این کشور در قرن بیست‌ویکم؛ قرنی که بسیاری آن را «قرن آسیا» و شاید حتی «قرن چین» می‌نامند.

تاجر حرفه ای کیست؟

جغرافیا و اقلیم متنوع چین

چین با وسعتی نزدیک به ۹.۶ میلیون کیلومتر مربع، چهارمین کشور پهناور جهان پس از روسیه، کانادا و ایالات متحده محسوب می‌شود. این کشور در شرق قاره آسیا قرار دارد و از شمال با مغولستان و روسیه، از غرب با قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و پاکستان، از جنوب با هند، نپال، بوتان، میانمار، لائوس و ویتنام، و از شرق با دریای زرد و دریای چین شرقی هم‌مرز است. چین با چهارده کشور مرز زمینی دارد که همین موقعیت جغرافیایی گسترده با همسایه‌گان متنوع، آن را به مرکز تعاملات اقتصادی، فرهنگی و سیاسی شرق و غرب آسیا تبدیل کرده است.

اقلیم چین از شمال تا جنوب متنوع است؛ نواحی قطبی در شمال تا جنگل‌های گرمسیری در جنوب منابع طبیعی خوبی را برای چین فراهم آورده است.. در غرب این کشور رشته‌کوه‌های مرتفع هیمالیا و تبت قرار دارند که بخشی از آن‌ها بلندترین نقاط زمین را شامل می‌شوند. شرق چین اما چهره‌ای متفاوت دارد؛ جلگه‌های پهناور و حاصل‌خیزی که از دوران باستان محل اصلی سکونت جمعیت و فعالیت‌های کشاورزی بوده‌ است. دو رود بزرگ یانگ‌تسه (طولانی‌ترین رود آسیا) و هوانگ‌هه یا رود زرد، به‌عنوان شریان‌های حیاتی چین شناخته می‌شوند و تمدن این سرزمین در امتداد آن‌ها شکل گرفته است.

این تنوع جغرافیایی باعث شده چین از نظر منابع طبیعی، کشاورزی و زیست‌محیطی کشوری غنی باشد. از بیابان‌های خشک شمال گرفته تا مزارع برنج جنوب، از سواحل صنعتی شرق تا نواحی کوهستانی غرب، همه و همه بخشی از ترکیب پیچیده و چندبعدی این کشور هستند. چنین گستره‌ای نه تنها بر اقتصاد و سیاست چین تأثیر گذاشته، بلکه در شکل‌گیری هویت فرهنگی مردم آن نیز نقش مهمی داشته است. مردم نواحی مختلف چین گویش‌ها، آداب و سبک‌های زندگی گوناگونی دارند، اما زبان ماندارین و هویت ملی چینی، مانند نخ نامرئی، همه را به هم پیوند داده است.

تاریخ چهارمین کشور پهناور جهان

تاریخ چین از غنی‌ترین و کهن‌ترین تاریخ‌های جهان است. شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که تمدن چین بیش از پنج هزار سال پیش در حوضه رود زرد شکل گرفته است. سلسله‌های باستانی «شیا»، «شانگ» و «ژو» از نخستین حکومت‌هایی بودند که پایه‌های ساختار اجتماعی، مذهبی و فلسفی این سرزمین را بنا نهادند. در این دوران، مفاهیم مهمی چون نظم اجتماعی، احترام به نیاکان، و هماهنگی انسان با طبیعت در تفکر چینی پدید آمدند، اندیشه‌هایی که بعدها در قالب فلسفه کنفوسیوس و تائوئیسم تکامل یافتند.

در قرن سوم پیش از میلاد، با ظهور چین شی هوانگ، نخستین امپراتور سلسله «چین»، این کشور برای اولین بار متحد شد. دیوار بزرگ چین که امروز یکی از نمادهای ملی و گردشگری این کشور است، در همین دوران برای دفاع در برابر حملات قبایل شمالی ساخته شد. پس از آن، سلسله «هان» دوره‌ای از ثبات، گسترش سرزمینی و شکوفایی فرهنگی را رقم زد. این دوران نقطه آغاز شکل‌گیری «جاده ابریشم» بود که چین را به خاورمیانه و اروپا متصل کرد و موجب تبادل گسترده کالا، دانش و فرهنگ شد.

در قرون میانه، سلسله‌های «تانگ» و «سونگ» دوران طلایی تمدن چینی را رقم زدند. هنر، فلسفه، ادبیات و علوم در این دوران شکوفا شد و چین در تجارت بین‌المللی جایگاهی ممتاز یافت. اما در قرون بعد، به‌ویژه از قرن نوزدهم میلادی، فشار قدرت‌های غربی، جنگ‌های تریاک و استعمار اقتصادی که به آن می‌پردازیم، چین را وارد دوره‌ای از ضعف و آشفتگی کرد. فروپاشی سلسله «چینگ» و تهاجم ژاپن در اوایل قرن بیستم، چالش‌های عمیقی برای این کشور به همراه داشت.

در قرن نوزدهم، بریتانیا برای تجارت با چین، به ویژه واردات چای و ابریشم، از تریاک استفاده کرد تا تعادل تجاری برقرار شود. مصرف گسترده تریاک در چین مشکلات اجتماعی و اقتصادی ایجاد کرد. دولت چین تلاش کرد واردات آن را ممنوع کند، اما این موضوع منجر به جنگ‌های تریاک با بریتانیا شد. نتیجه این جنگ‌ها شکست چین و تحمیل معاهدات نابرابر بود که در آن‌ها بریتانیا حقوق ویژه تجاری و دسترسی به بنادر چینی را به دست آورد. این وقایع نقطه شروع دوره‌ای از ضعف چین در قرن نوزدهم بود و تأثیر زیادی بر روابط چین با غرب گذاشت.

نقطه عطف تاریخ معاصر چین در سال ۱۹۴۹ رقم خورد، زمانی که مائو تسه‌تونگ، رهبر حزب کمونیست، تأسیس جمهوری خلق چین را اعلام کرد. نظام سیاسی جدید با شعار استقلال، خودکفایی و وحدت ملی آغاز به کار کرد. در دهه‌های نخست، سیاست‌های اقتصادی سوسیالیستی با فراز و نشیب‌هایی همراه بود، اما از اواخر دهه ۱۹۷۰، با آغاز اصلاحات اقتصادی دنگ شیائوپینگ، مسیر توسعه چین به‌کلی تغییر کرد. سیاست «درهای باز» زمینه را برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی، رشد صنعت و ارتقای فناوری فراهم ساخت.

در کمتر از نیم قرن، چین از کشوری عمدتاً کشاورزی به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های صنعتی و تجاری جهان تبدیل شد. امروزه اقتصاد، سیاست و فرهنگ این کشور نه تنها در آسیا، بلکه در سراسر جهان تأثیرگذار است. با وجود این، ریشه‌های فرهنگی و تاریخی چین همچنان در بطن جامعه آن حضور دارد؛ از احترام به نیاکان و اهمیت خانواده گرفته تا ارزش‌های جمع‌گرایی و انضباط، همه از میراث تاریخی هستند که مسیر رشد معاصر چین را نیز شکل داده‌اند.

روابط چین با همسایگان و همکاری‌های منطقه‌ای

چین به‌عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ آسیایی، روابط گسترده و پیچیده‌ای با کشورهای همسایه خود دارد. این کشور با ۱۴ مرز زمینی و چند مرز دریایی، یکی از بیشترین تعداد همسایگان در جهان را دارد و همین ویژگی باعث شده سیاست خارجی چین مبتنی بر تعامل منطقه‌ای، توسعه اقتصادی مشترک و امنیت پایدار باشد. روابط چین با کشورهای اطراف، هم بر تجارت و اقتصاد این کشور اثر گذاشته و هم مسیر رشد سیاسی و ژئوپلیتیکی آن را تعیین کرده است. در این میان، برخی روابط مانند همکاری با روسیه، آسیای مرکزی و جنوب شرق آسیا اهمیت ویژه دارند. اما در کنار تمام این‌ها، روابط چین و ایران جایگاهی متمایز و راهبردی دارد که نه‌تنها بر مسیر تجارت دو کشور اثرگذار است، بلکه نقش مهمی در معادلات منطقه‌ای و آسیایی ایفا می‌کند.

۱. روابط چین با کشورهای آسیای شرقی

چین با ژاپن، یکی از بزرگ‌ترین اقتصادهای جهان، روابط اقتصادی گسترده‌ای دارد، اما این روابط همراه با حساسیت‌های سیاسی و تاریخی است. به‌رغم اختلافات بر سر جزایر دریای چین شرقی و موضوعات تاریخی جنگ جهانی، حجم تجارت میان دو کشور همچنان بسیار بالا است. ژاپن یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران آسیایی در چین محسوب می‌شود و همکاری‌های تکنولوژیک میان آن‌ها نقش مهمی در توسعه صنعتی چین داشته است.

با کره جنوبی نیز چین روابط بسیار نزدیک اقتصادی دارد. چین شریک تجاری شماره یک کره جنوبی است و بخش بزرگی از زنجیره تولید قطعات الکترونیک، تلفن همراه و تجهیزات صنعتی میان دو کشور مرتبط است. گردشگری، صادرات کالا و ارتباطات فرهنگی نیز عامل تقویت این روابط هستند.

۲. روابط چین با آسیای جنوب شرقی (آسه‌آن)

یکی از مهم‌ترین مناطق در سیاست خارجی چین، کشورهای آسه‌آن (ASEAN)

(Southeast Asian Nations Association of) مانند ویتنام، مالزی، فیلیپین، تایلند، اندونزی و سنگاپور هستند. این کشورها در مسیر تجارت دریایی چین قرار دارند و از نظر اقتصادی و صنعتی تکمیل‌کننده یکدیگرند. هرچند اختلافات دریای چین جنوبی هنوز چالش‌هایی ایجاد می‌کند، اما نفوذ اقتصادی چین در جنوب شرق آسیا بیش از هر زمان دیگری است.

چین طی سال‌های اخیر بزرگ‌ترین شریک تجاری آسه‌آن شده و پروژه‌های ساخت‌وساز، راه‌آهن، بنادر و سرمایه‌گذاری صنعتی خود را در این منطقه گسترش داده است. مهم‌ترین پروژه‌های این کشورها عبارتند از:

  • راه‌آهن تندرو چین ـ لائوس
  • سرمایه‌گذاری چین در بندر کوانتان مالزی
  • همکاری‌های گسترده چین با اندونزی در صنعت نیکل و پروژه‌های انرژی

۳. روابط این کشور با آسیای مرکزی (مسیر حیاتی ابتکار کمربند و جاده)

آسیای مرکزی برای چین اهمیت راهبردی دارد؛ چرا که مرکز عبور خطوط حمل‌ونقل زمینی در پروژه کمربند و جاده (BRI) است. این پروژه یک طرح راهبردی است که توسط چین برای ایجاد شبکه‌های حمل‌ونقل، بنادر، راه‌آهن و مسیرهای تجاری بین آسیا، اروپا و آفریقا طراحی شده است. هدف اصلی آن تسهیل تجارت، سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی در کشورهای مسیر است. ایران یکی از کشورهای کلیدی در این طرح است و مسیرهای زمینی و دریایی آن نقش مهمی در اتصال چین به بازارهای غربی دارد.

کشورهای مهم منطقه آسیای مرکزی عبارتند از:

  • قزاقستان
  • ازبکستان
  • ترکمنستان
  • تاجیکستان
  • قرقیزستان

چین از طریق این کشورها به اروپا وصل می‌شود و مسیرهای ریلی و جاده‌ای متعدد ایجاد کرده است. همکاری‌ها معمولاً شامل:

  • سرمایه‌گذاری انرژی و گاز
  • خطوط ریلی بین‌المللی
  • توسعه مناطق صنعتی مشترک
  • خرید مواد معدنی و محصولات کشاورزی

آسیای مرکزی برای امنیت چین (به‌ویژه در مرز سین‌کیانگ) نیز اهمیت دارد و چین تلاش می‌کند روابط خود با این کشورها را در سطحی پایدار حفظ کند.

۴. روابط با روسیه؛ شراکت راهبردی در حال گسترش

روابط چین و روسیه دوره جدیدی را تجربه می‌کند. این دو کشور در بسیاری از موضوعات بین‌المللی نگاه مشترک دارند و همکاری آن‌ها عمدتاً بر پایه موارد زیر است:

  • انرژی و نفت و گاز
  • همکاری‌های نظامی
  • پروژه‌های حمل‌ونقل
  • سیاست خارجی هماهنگ در برابر غرب

چین یکی از بزرگ‌ترین خریداران گاز و نفت روسیه است و پس از تحریم‌های غرب علیه روسیه، روابط مالی و تجاری دو کشور بیشتر هم شد.

این همکاری، بر روابط چین با سایر همسایگان نیز تأثیر گذاشته و موقعیت چین را در شمال آسیا تقویت کرده است.

۵. روابط با همسایگان جنوبی؛ هند، پاکستان و افغانستان

روابط با هند

چین و هند دو قدرت بزرگ آسیایی‌ هستند که روابط آن‌ها ترکیبی از رقابت و همکاری است. اختلافات مرزی در لاداخه و آکسای‌چین از چالش‌های اصلی روابط دو کشور است. با این حال، تجارت میان آن‌ها همچنان بسیار بزرگ است و هند یکی از بازارهای مهم محصولات صنعتی چین محسوب می‌شود.

روابط با پاکستان

پاکستان نزدیک‌ترین شریک استراتژیک چین در جنوب آسیاست. پروژه مشهور کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC) بخشی از طرح کمربند و جاده است و شامل ساخت بنادر، بزرگراه‌ها، نیروگاه‌ها و مناطق صنعتی بزرگ می‌شود. بندر گوادر یکی از مهم‌ترین نقاط این همکاری است.

روابط با افغانستان

چین تلاش می‌کند روابط اقتصادی و امنیتی خود با افغانستان را حفظ کند. تمرکز اصلی چین بر جلوگیری از بی‌ثباتی در مرزهایش و توسعه پروژه‌های معدنی و ترانزیتی در افغانستان است.

۶. روابط چین و ایران؛ شراکت راهبردی در مسیر توسعه

در میان تمام روابط منطقه‌ای چین، همکاری با ایران جایگاه ویژه‌ای دارد. این روابط نه‌تنها تاریخی و فرهنگی است، بلکه اهمیت ژئوپلیتیکی و اقتصادی بسیار زیادی دارد. ایران در مسیر ارتباطی شرق به غرب قرار دارد و از نظر انرژی، حمل‌ونقل و امنیت منطقه‌ای برای چین اهمیت حیاتی دارد.

الف) اهمیت ایران در سیاست خارجی چین

چند دلیل اصلی وجود دارد که چین به همکاری با ایران توجه ویژه دارد:

  1. ایران یکی از بزرگ‌ترین منابع انرژی جهان است
    چین به‌عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده انرژی، به ثبات در واردات نفت نیاز دارد و ایران یکی از تأمین‌کنندگان مهم آن است.
  2. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در مسیر کمربند و جاده
    ایران حلقه اتصال چین به خاورمیانه، قفقاز، ترکیه و اروپا محسوب می‌شود.
  3. بازار بزرگ ایران برای کالاهای صنعتی و فناورانه چین
    از ماشین‌آلات تا تجهیزات مخابراتی و خودرو.
  4. روابط سیاسی پایدار بین دو کشور
    ایران و چین در طول چند دهه روابط نسبتاً بدون تنش داشتند

مروری بر ساختار اقتصادی روسیه

اقتصاد این کشور سردسیر ترکیبی از منابع طبیعی گسترده، صنایع سنگین، بخش انرژی بسیار قدرتمند و بازار مصرفی قابل توجه است. این کشور طی دهه‌های اخیر تلاش کرده ساختار اقتصادی خود را متنوع کند، اما همچنان بخش مهمی از درآمد دولت و تولید ناخالص داخلی به انرژی وابسته است. در این بخش، مهم‌ترین اجزای اقتصاد آن را مرور می‌کنیم تا تصویر روشنی از پایه‌های اقتصادی این کشور به دست آید.

یکی از اصلی‌ترین ستون‌های اقتصاد این کشور، بخش انرژی است. روسیه یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت و گاز جهان است و بخش قابل توجهی از صادرات این کشور را همین دو کالا تشکیل می‌دهد. درآمد حاصل از انرژی نقش مهمی در بودجه دولت، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و سیاست خارجی آن دارد. علاوه بر نفت و گاز، این کشور پهناور ذخایر قابل توجهی از زغال‌سنگ و فلزاتی مانند نیکل، پلاتین و آلومینیوم دارد که جایگاه آن را در بازارهای جهانی مواد خام تقویت می‌کند.

بخش صنعت نیز جایگاه مهمی در اقتصاد دارد. صنایع ماشین‌سازی، خودروسازی، تجهیزات حمل‌ونقل ریلی، صنایع دفاعی و هوافضا از جمله بخش‌هایی هستند که روسیه در آنها قدرت و سابقه طولانی دارد. صنایع شیمیایی و پتروشیمی نیز به دلیل دسترسی گسترده به منابع انرژی، رشد قابل توجهی داشته‌ است و صادرات آنها بخش مهمی از تجارت خارجی روسیه را تشکیل می‌دهد.

در کنار صنعت و انرژی، کشاورزی نیز بخش قابل توجهی از اقتصاد این کشور را تشکیل می‌دهد. با وجود اینکه بخش بزرگی از سرزمین‌های شمالی و مرکزی آن به دلیل سرمای شدید و یخبندان دائمی قابلیت کشاورزی ندارند، اما مناطق جنوبی و غربی این کشور زمین‌های بسیار حاصلخیزی دارند. همین مناطق باعث شده تا یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان غلات جهان باشد. محصولات اصلی کشاورزی آن شامل گندم، جو، ذرت، سیب‌زمینی، دانه‌های روغنی و محصولات دامی است. صادرات گندم به‌ویژه در سال‌های اخیر نقش مهمی در بازار جهانی غذا داشته است.

بازار مصرفی این کشور نیز یکی از عناصر مهم ساختار اقتصادی این کشور است. جمعیت ۱۴۵ میلیون نفری آن باعث می‌شود تقاضا برای کالاهای مصرفی، غذایی، دارویی، صنعتی و خدماتی بالا باشد. این بازار بزرگ، فرصت‌های زیادی برای تولیدکنندگان داخلی و همچنین کشورهای شریک تجاری آن ایجاد کرده است.

روسیه همچنین در تلاش است سهم فناوری و بخش‌های نوآورانه را در اقتصاد افزایش دهد. توسعه صنعت فناوری اطلاعات، برنامه‌ریزی برای استفاده بیشتر از هوش مصنوعی، ساخت پلتفرم‌های بومی دیجیتال و سرمایه‌گذاری در حوزه‌های فضایی از اقداماتی هستند که برای کاهش وابستگی به انرژی انجام شده است. با وجود این، مسیر تنوع‌بخشی همچنان کند پیش می‌رود و سهم انرژی همچنان در اقتصاد آن غالب است.

در مجموع، ساختار اقتصادی این کشور ترکیبی از قدرت در انرژی، ظرفیت صنعتی، توان کشاورزی در مناطق محدود، بازار گسترده داخلی و تلاش برای توسعه فناوری است. این ترکیب باعث شده تا اقتصادی بزرگ، تاثیرگذار و در عین حال وابسته به متغیرهای جهانی مانند قیمت انرژی و تحولات سیاسی باشد.

تغییر رویه در روابط بین‌الملل

این کشور همیشه یکی از بازیگران اصلی صحنه جهانی بوده است؛ کشوری که تصمیمات سیاسی و اقتصادی آن می‌تواند از بازار انرژی اروپا تا امنیت غذایی آسیا را تحت تاثیر قرار دهد. جایگاه روسیه در روابط بین‌الملل ترکیبی از قدرت نظامی، منابع طبیعی عظیم، موقعیت جغرافیایی گسترده و نقش فعال در اتحادهای منطقه‌ای و جهانی است. همین ویژگی‌ها باعث می‌شود تعاملات آن با سایر کشورها برای فعالان اقتصادی اهمیت زیادی داشته باشد.

پهناورترین کشور جهان در سال‌های اخیر مسیر متفاوتی را در سیاست خارجی خود دنبال کرده است. فشار تحریم‌های غرب و تحولات سیاسی، این کشور را بیش از گذشته به سمت شرق و جنوب جهان سوق داده. به همین دلیل، همکاری با کشورهایی مانند چین، هند، ایران و اعضای سازمان‌هایی مثل بریکس و پیمان شانگهای برای روسیه اهمیت بیشتری پیدا کرده است. این رویکرد جدید باعث شده فرصت‌های تازه‌ای برای تجارت و سرمایه‌گذاری با کشورهای غیرغربی شکل بگیرد.

در اروپا، روابط روسیه پس از بحران اوکراین پیچیده‌ و پرتنش شده است. اروپا که سال‌ها بخش زیادی از انرژی خود را از این کشور تامین می‌کرد، اکنون به دنبال منابع جایگزین است. اما در عمل، وابستگی انرژی و نقش آن در امنیت منطقه همچنان موضوعی است که اروپا نمی‌تواند آن را کامل نادیده بگیرد. همین موضوع نشان می‌دهد که روسیه حتی در شرایط محدودیت‌های سیاسی هم بازیگری غیرقابل حذف است.

در آسیای مرکزی و قفقاز، این کشور همچنان نفوذ تاریخی خود را حفظ کرده است. حضور در اتحادیه اقتصادی اوراسیا، همکاری‌های نظامی، ارتباطات فرهنگی و موقعیت جغرافیایی باعث شده این منطقه برای روسیه اهمیت راهبردی داشته باشد. تعامل با کشورهایی مانند قزاقستان، ارمنستان و بلاروس، بخشی از چارچوب سیاست منطقه‌ای آن را تشکیل می‌دهد.

در شرق آسیا، همکاری نزدیک با چین یکی از مهم‌ترین تحولات سال‌های اخیر بوده است. این دو کشور در حوزه انرژی، تجارت، نظامی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل همکاری عمیقی دارند و حجم روابط آنها هر سال بیشتر می‌شود.  این قدرت جهانی با هند نیز روابط رو به رشدی دارد و هند را یکی از شرکای مهم خود در بریکس و همکاری‌های صنعتی و دفاعی می‌داند.

اما یکی از مهم‌ترین بخش‌های روابط بین‌الملل روسیه برای مخاطب ایرانی، همکاری‌های گسترده با ایران است. این همکاری‌ها در ۲۰ سال اخیر به بالاترین سطح خود رسیده است و دامنه آن فراتر از تعاملات سیاسی رفته است. این دو کشور به دو شریک جدی در حوزه انرژی، حمل‌ونقل، امنیت منطقه‌ای و تجارت تبدیل شدند. کریدور شمال، جنوب، که ایران را به روسیه و سپس اروپا و آسیای شمالی متصل می‌کند، یکی از طرح‌هایی است که می‌تواند آینده تجارت دو کشور را دگرگون کند. در بخش بعدی به طور جداگانه به روابط دو کشور و آینده اقتصادی آن می‌پردازیم.

روسیه در حال حاضر یکی از واردکنندگان بزرگ مواد غذایی، تجهیزات صنعتی، مصالح ساختمانی، قطعات خودرو و محصولات کشاورزی است. بسیاری از این نیازها می‌توانند توسط ایران تامین شوند و همین موضوع بازار این کشور را برای تجار ایرانی به مقصدی جذاب تبدیل کرده است. علاوه بر این، همکاری‌های بانکی، توسعه مسیرهای حمل‌ونقل دریایی و ریلی، و توافق‌های تجاری جدید می‌توانند حجم مبادلات بین دو کشور را بیشتر کنند.

به طور کلی، روابط بین‌الملل این قدرت جهانی در حال گذار است؛ گذار از همکاری‌های سنتی با غرب به همکاری‌های عمیق‌تر با شرق و جنوب جهان. این تغییر برای کشورهایی مانند ایران فرصت‌هایی ایجاد کرده که شاید یک دهه پیش تصورش سخت بود. شناخت این روابط و روندهای جدید به فعالان اقتصادی کمک می‌کند مسیر بهتری برای تجارت با روسیه پیدا کنند.

ب) همکاری‌های اقتصادی چین و ایران

۱. تجارت کالا و خدمات

چین بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران در سال‌های اخیر بوده است. ایران از چین کالاهای مختلفی وارد می‌کند:

  • ماشین‌آلات و ابزارهای صنعتی
  • خودرو و قطعات خودرو
  • تجهیزات مخابراتی
  • لوازم الکترونیکی
  • مواد اولیه و فناوری تولید

در مقابل، چین نفت و پتروشیمی ایران را خریداری می‌کند.

۲. سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی

چین در بسیاری از پروژه‌های مهم ایران حضور داشته، از جمله:

  • ساخت و نوسازی راه‌آهن
  • خطوط مترو
  • پروژه‌های برق و انرژی
  • توسعه برخی بنادر

برخی از این پروژه‌ها بخشی از مسیرهای حمل‌ونقلی هستند که چین برای آینده تجارت خود نیاز دارد.

ج) همکاری در قالب طرح کمربند و جاده

یکی از مهم‌ترین محورهای همکاری چین و ایران، حضور ایران در پروژه بزرگ (BRI)  است.

مهم‌ترین نقش ایران در این طرح:

  • قرار گرفتن در مسیر حمل‌ونقل زمینی چین ـ آسیای مرکزی ـ ایران ـ ترکیه ـ اروپا
  • دسترسی چین از طریق ایران به خلیج فارس
  • امکان استفاده از بنادر ایرانی برای مسیرهای دریایی
  • مشارکت در پروژه‌های حمل‌ونقل، ریلی، انرژی و مناطق صنعتی

ایران یکی از معدود کشورهایی است که هم در مسیر زمینی این طرح قرار دارد و هم در مسیر دریایی آن اهمیت دارد.

د) قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین

در سال‌های اخیر، ایران و چین یک برنامه همکاری ۲۵ ساله امضا کردند که شامل:

  • توسعه نفت و گاز
  • سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها
  • همکاری نظامی و امنیتی
  • تبادل فناوری
  • حمایت چین از پروژه‌های انرژی و حمل‌ونقل ایران

این قرارداد در بلندمدت می‌تواند همکاری دو کشور را ارتقا دهد و مسیر ارتباطی آن‌ها را پایدارتر کند.

ه) همکاری‌های فناورانه و صنعتی

چین در حوزه فناوری، یکی از شرکای مهم ایران است. همکاری‌ها شامل:

  • مخابرات و اینترنت
  • هوش مصنوعی و دوربین‌های هوشمند
  • صنایع خودروسازی
  • لوازم خانگی و صنایع سبک
  • تجهیزات صنعتی و ساخت‌وساز

بسیاری از برندهای چینی بخش مهمی از بازار ایران را تأمین می‌کنند و حضورشان در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

و) روابط فرهنگی و آموزشی

روابط فرهنگی میان ایران و چین نیز در حال گسترش است، نمونه‌های آن عبارتند از:

  • تبادل دانشجو
  • آموزش زبان چینی در ایران
  • افزایش گردشگران چینی
  • همکاری‌های فرهنگی و هنری

 

روابط چین با همسایگان طی دهه‌های اخیر به‌شدت گسترش یافته و این کشور تلاش می‌کند با اتکا بر اقتصاد، فناوری، حمل‌ونقل و پروژه‌های منطقه‌ای، جایگاه خود را تثبیت کند. در این میان، روابط چین و ایران یک شراکت راهبردی است که هم بر اقتصاد دو کشور تأثیر دارد و هم بر آینده مسیرهای تجاری آسیا. حضور ایران در طرح کمربند و جاده، قراردادهای بلندمدت و روابط سیاسی پایدار، باعث شده ایران یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال چین به خاورمیانه و اروپا باشد. ضمن اینکه این ارتباطات با کشورهای مختلف منطقه باعث تقویت قدرت نرم چین در منطقه می‌شود.

نقش چین در اقتصاد جهانی

چین طی چهار دهه گذشته از یک کشور با اقتصاد مبتنی بر کشاورزی و درآمد پایین، به دومین اقتصاد بزرگ جهان تبدیل شده است. این تحول شگرف نه تنها جایگاه چین را در آسیا تثبیت کرده، بلکه تاثیر عمیقی بر اقتصاد جهانی، تجارت بین‌الملل، سرمایه‌گذاری و زنجیره‌های تولید به‌جا گذاشته است. اقتصاد چین امروز محور بسیاری از تحولات اقتصادی، صنعتی و تجاری جهان است و کشورهای مختلف به نحوی به آن متکی هستند.

۱. رشد اقتصادی شتابان و شاخص‌های کلیدی

چین از دهه ۱۹۸۰ با اجرای اصلاحات اقتصادی و سیاست «درهای باز» شروع به جذب سرمایه خارجی و توسعه صنایع کرد. این اقدامات باعث شد:

  • رشد اقتصادی سالانه گاهی بالای ۱۰٪ باشد.
  • تولید ناخالص داخلی (GDP) چین به بیش از ۱۶ تریلیون دلار برسد.
  • جایگاه دومین اقتصاد جهان پس از آمریکا را کسب کند.

چین در صنایع الکترونیک، خودروسازی، فولاد، انرژی و فناوری‌های نوین پیشرو است. سهم این کشور در تولید جهانی فولاد بیش از ۵۰٪ و در صادرات محصولات الکترونیکی بیش از ۳۰٪ است. این آمارها نشان‌دهنده تأثیر مستقیم چین بر اقتصاد جهانی است.

۲. چین و زنجیره‌های تولید جهانی

یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای چین، نقش محوری در زنجیره‌های تولید جهانی است. چین با داشتن:

  • نیروی کار گسترده و ماهر
  • هزینه تولید پایین
  • زیرساخت‌های صنعتی و حمل‌ونقل پیشرفته

توانسته است قطعات و محصولات نهایی بسیاری از صنایع جهان را تولید کند. برای مثال:

  • تولیدکننده اصلی قطعات گوشی‌های هوشمند، لپ‌تاپ و لوازم الکترونیکی
  • مرکز تولید لوازم خانگی و خودرو
  • تامین‌کننده عمده مواد اولیه صنعتی و شیمیایی

این موضوع باعث شده بسیاری از کشورهای جهان، حتی کشورهای توسعه‌یافته، به واردات محصولات و قطعات از چین وابسته باشند.

۳. نقش چین در تجارت بین‌الملل

چین بزرگ‌ترین صادرکننده کالا در جهان است. حجم صادرات چین بیش از ۳ تریلیون دلار در سال گزارش شده و بیش از ۲۰٪ از تجارت جهانی کالا را شامل می‌شود. کالاهای اصلی صادراتی عبارتند از:

  • ماشین‌آلات و تجهیزات صنعتی
  • لوازم الکترونیکی و فناوری
  • محصولات مصرفی و پوشاک
  • وسایل نقلیه و قطعات خودرو

در مقابل، چین بزرگ‌ترین واردکننده کالا از کشورهای دیگر نیز هست و بازار داخلی بسیار گسترده آن، بسیاری از کشورهای جهان را برای صادرات کالا و خدمات جذب کرده است.

۴. چین و سرمایه‌گذاری خارجی

چین نه تنها مقصد سرمایه‌گذاری خارجی است، بلکه یک سرمایه‌گذار بزرگ خارجی در جهان نیز محسوب می‌شود.

نتایج سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI) در چین به شرح زیر است:

  • جذب تکنولوژی و مدیریت مدرن
  • افزایش بهره‌وری صنایع داخلی
  • ایجاد اشتغال و توسعه شهرهای صنعتی

اثرات سرمایه‌گذاری چین در خارج عبارتند از:

  • پروژه‌های زیربنایی و حمل‌ونقل در کشورهای آسیایی، آفریقایی و اروپایی مثل (BRI)
  • خرید شرکت‌ها و برندهای بزرگ بین‌المللی
  • توسعه پروژه‌های انرژی و صنایع معدنی

این فعالیت‌ها باعث شد چین به یک بازیگر اقتصادی کلیدی و تاثیرگذار در سیاست‌های جهانی تبدیل شود.

۵. چین و بحران کرونا

شیوع ویروس کرونا در سال ۲۰۱۹–۲۰۲۰ تأثیر جهانی داشت، اما چین توانست با مدیریت سریع و سختگیرانه بحران، تولید و صادرات خود را حفظ کند. اقدامات مهم چین در حل این بحران عبارتند از:

  • قرنطینه سریع و گسترده شهرهای بزرگ
  • حفظ زنجیره تولید و بازگشایی تدریجی کارخانه‌ها
  • توسعه تولید تجهیزات پزشکی و ماسک و ارسال به کشورهای دیگر
  • استفاده از فناوری و هوش مصنوعی برای کنترل ویروس

نتیجه این شد که اقتصاد چین کمترین آسیب را نسبت به بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان متضرر شد و حتی در سال ۲۰۲۰ رشد مثبت داشت. این تجربه باعث شد جایگاه چین در اقتصاد جهانی بیشتر تثبیت شود و اعتماد کشورها برای تجارت و واردات کالاها از چین افزایش یابد.

فهرست مطالب

دیدگاهتان را بنویسید